اسکندر شاه
لغت نامه دهخدا
اسکندرشاه. [ اِ ک َ دَ ] ( اِخ ) یکی از ملوک گجرات هندوستان. وی در سنه 932 هَ. ق. جانشین پدر خود مظفرشاه ثانی گشت و بیش از چند ماه سلطنت نکرده بود که درهمان سال بقتل رسید و برادرش نصیرخان بعنوان محمدشاه ثانی بر تخت سلطنت جلوس کرد. ( قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ فارسی
یکی از ملوک گجرات هندوستان.
جمله سازی با اسکندر شاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ۱۴۱۴ این شاهزاده به اسلام میگرود و نام خود را به راجه اسکندر شاه میگرداند.
💡 نظر به جای استراتژیک ملاکا این منطقه به زودی به گذری معتبر بدل میگردد و کوچندگانی چینی نیز در آنجا سکنی میگزینند. با مرگ راجه اسکندر شاه پسرش سلطان محمد شاه جای پدر را میگیرد.
💡 تاریخ جهان با وقار و عظمت اسکندر شاه گره خورده است که با لشکرکشیهای خود، امپراتوریهای بزرگی را در زمان خود به زیر کشید.
💡 بسیاری از مورخان معتقدند که اسکندر شاه نه تنها یک جنگجو، بلکه فردی با دانش و دیدگاهی وسیع در زمینه فرهنگ و تمدن بود.
💡 افسانههای قدیمی درباره اسکندر شاه حکایت از آن دارند که او میخواست تا انتهای جهان سفر کند و تمام سرزمینهای ناشناخته را فتح نماید.