اسکندر روزافزون

لغت نامه دهخدا

اسکندر روزافزون. [ اِ ک َ دَ رِ رو اَ ] ( اِخ ) نوکر سید غیاث الدین و سپس سید مرتضی. والی ساری او را تربیت کرد و زمام امور ملک و مال را در قبضه ٔاختیار او نهاد. پسر او بهرام نیز در دستگاه سید محمد والی ساری بود. ( حبیب السیر جزء 2 از ج 3 ص 111 ).

فرهنگ فارسی

نوکر سید غیاث الدین و سپس سید مرتضی والی ساری او را تربیت کرد و زمام امور ملک و مال را در قصبه اختیار او نهاد.

دانشنامه آزاد فارسی

اِسکندر روزافزون (نیمۀ اول قرن ۹ق)
رئیس خاندان روزافزون و یکی از سپهسالاران مازندران. اصلاً از مردم رودبار نور و از دوران کودکی نزد سیدغیاث الدین مرعشی بود و در دستگاه او پرورش یافت و نزد سیدغیاث الدین احترام داشت. سپس سیدغیاث الدین را رها کرد و به ساری رفت و به خدمت سیدمرتضی فرزند سیدعلی درآمد. پس از مرگ سیدعلی و در حکومت سیدمرتضی، قدرت عملاً در اختیار اسکندر روزافزون قرار گرفت و به سبب قرابت نسبی که با او داشت، به مقام سپهسالاری رسید.

جمله سازی با اسکندر روزافزون

💡 یکی از مشاوران مرتضی، به نام اسکندر روزافزون، به این فکر افتاد که غیاث‌الدین را که در زندان حبس بود، بکشد تا از خطرات احتمالی بکاهد ولی مخالفت بزرگان خاندان، زنان صاحب نفوذ و نصیرالدین مانع این عمل شدند. نصیرالدین پس از آن ظاهراً از کلیهٔ فعالیت‌های سیاسی کناره‌گیری نمود. مرتضی از او درخواست نمود تا به ساری بازگردد و به فعالیتش ادامه دهد ولی وی نپذیرفت. پس از آن در سال ۸۲۲ هجری، مرتضی به جنگ نصیرالدین شتافت و او را شکست داد.

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز