اسپرزه

لغت نامه دهخدا

اسپرزه. [ اِ پ َ زَ / زِ ]( اِ ) اسفرزه. قطونا. بزرقطونا. اسپغول. ( تحفه حکیم مؤمن ). شکم پاره. قارنی یارق. اسفیوس. برغوثی. بخدُق. فسیلیون. یَنم. ینمه.

فرهنگ عمید

= اسفرزه

فرهنگستان زبان و ادب

[گیاهان دارویی] ← بارهنگ تخم مرغی

ویکی واژه

از فازسی میانه. مقایسه شود با فعل پارتی -wisparz «جوانه زدن»، احتمالاً از هندو-اروپایی باستان -spr̥ǵʰ*.
اِسفرزه، اِسپَغول، بزرقطونا، قطونا

جمله سازی با اسپرزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای درمان کپه ارمنی یا سالک یا زخمی که یکسال طول می‌کشد، ضماد ترکیبی از سرکه و اسپرزه بذر قلوه شکم پاره مرتباً بمالند، مفید است.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز