لغت نامه دهخدا
اسلحه سازی. [ اَ ل ِ ح َ / ح ِ ] ( حامص مرکب ) ساختن سلاحها. تولید آلات حرب.
اسلحه سازی. [ اَ ل ِ ح َ / ح ِ ] ( حامص مرکب ) ساختن سلاحها. تولید آلات حرب.
ساختن سلاحها تولید افزارهای جنگی و شکاری.
💡 ملموسترین نتیجه جنگ افغانستان برای دولت چین اتفاق افتاد. هزاران میلیارد دلاری که ایالات متحده در جهت منافع شرکتهای اسلحه سازی با راهنمایی لابیهای کشورهای خاورمیانه در افغانستان خرج کرد، خود را در جهش اقتصادی چین نشان دادهاست. هنوز برای نتیجهگیری از این اتفاق زود است ولی این نمودار وضعیت تجاری ایالات متحده را در رقابت با اقتصاد دوم جهان در ابتدای دهه سوم این هزاره میلادی و پس از همهگیری جهانی کووید ۱۹ نشان میدهد.
💡 قورخانه یک واژه زبانهای ترکی و در واژه به معنای زرادخانه یا کارخانه اسلحه سازی میباشد. محل قورخانه در زمان ناصرالدین شاه قاجار در بخش دارالخلافه ناصری قرار گرفته بود و یکی از وزارتخانههای عصر قاجار محسوب میشد که دارای وزیری مستقل با عنوان وزیر قورخانه مبارکه بود. از جمله شاخصترین افرادی که وزارت قورخانه مبارکه را برعهده داشتهاند، آقا رضا خان اقبالالسلطنه است.