لغت نامه دهخدا
اسقف نشین. [ اُ ق ُ ن ِ ] ( اِ مرکب ) حوزه ای که ریاست روحانی آن با یک اسقف باشد.
اسقف نشین. [ اُ ق ُ ن ِ ] ( اِ مرکب ) حوزه ای که ریاست روحانی آن با یک اسقف باشد.
قلمرو ریاست یک اسقف.
حوزه ای که ریاست روحانی آن با یک اسقف باشد.
در تقسیمات جغرافیایی حوزه نفوذ شرعی کلیساها، به ناحیه ای از یک منطقه مسیحی نشین که امورات دینی آن زیر نظر یک اسقف اداره می شود اُسقُف نشین می گویند. هر اسقف نشین diocese خود به چند کشیش نشین Parish تقسیم می شود.
به همین ترتیب ناحیه ای که امورات مذهبی آن زیر نظر یک اسقف اعظم ( مَطران ) اداره شود سراسقف نشین archdiocese گفته می شود. سراسقف معمولاً در حوزه ولایت کلیسایی Ecclesiastical Province خود بر چند اسقف نظارت و حکمرانی دارد؛ این اسقف ها که زیر نظر سراسقف عمل می کنند اصطلاحاً اسقف یار suffragan نیز نامیده می شوند.
در ادامه تقسیمات نواحی کلیسایی به همین ترتیب ناحیه زیر نظر یک شمّاس بزرگ ( مدیر خادمان کلیسا )، را شماس نشین Archdeaconry می گویند.
ساختار سلسله مراتب اداره امور کلیسایی و تقسیمات ناحیه ای آن را به طور کل تشکیلات اسقفی episcopal polity می گویند.
💡 کالج ویلینگ از طریق مشارکت اسقف نشین ویلینگ-چارلستون با استان مریلند از انجمن مسیح تأسیس شد. زمین در ۲۴ نوامبر ۱۹۵۳ واگذار شد و کالج رسماً در ۲۵ سپتامبر ۱۹۵۴ تأسیس و در ۲۶ سپتامبر ۱۹۵۵ به روی دانش آموزان افتتاح شد. تأسیس این کالج به ۲٫۷۵ میلیون دلار هزینه راه اندازی نیاز داشت.
💡 اهواز در روزگار ساسانیان از شهرهای عمده خوزستان بهشمار میرفت و از مراکز عمده صنایع نساجی خوزستان بود و یکی از کانونهای مسیحیت در ایران، و از اسقف نشینهای خوزستان محسوب میشد. علاوه بر این، این شهر از مراکز عمده بازرگانی بوده، و نیز به واسطهٔ واقع شدن در کنار رود کارون - که قابلیت کشتیرانی داشته - محل مناسبی برای تجمع مالالتجاره و دادوستد بهشمار میرفتهاست
💡 ریچارد ویلان، اسقف ویلینگ، در قرن نوزدهم با انجمن عیسی لابی کرد تا دانشگاهی را در این شهر در حال رشد تأسیس کند. بیش از یک قرن بعد پس از اینکه سارا تریسی املاک خود را به اسقف نشین برای ساخت دانشگاه واگذار کرد. این آرزوی ویلان محقق شد.