اسجر

لغت نامه دهخدا

اسجر. [ اَ ج َ ] ( ع ص )حوض پاکیزه گل. ( منتهی الارب ). گردابی که موضع او گل خالص باشد. || سرخ چشم. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). مؤنث: سَجْراء. ج، سُجْر. ( مهذب الاسماء ). || ( اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ). اسد.

فرهنگ فارسی

حوض پاکیزه گل

جمله سازی با اسجر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوماً اذا اسجر ذالود رو سهم واستغفر والله من قول بلاعمل

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز