است انگلی
متضادها
همزیست، مستقل
لغت نامه دهخدا
( است آنگلی ) است آنگلی. [ اِ ] ( اِخ ) یکی ازممالک سبعه انگلوساکسن که بسال 571 م. تشکیل شد.
جمله سازی با است انگلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ممکن است انگلی همیشه با میزبان خود همراه نباشد. مثلاً کَنه چوب به بالای شاخه گیاهی که روی آن بهسر میبرد میخزد و به بدن هر جانوری که مجاور شود میچسبد. خرطومش را درون پوست جانور فرومیکند و خون میمکد. سپس خود را روی چمن میاندازد تا بتوانند آن همه غذایی را که خوردهاست هضم کند.