اسب یار

لغت نامه دهخدا

اسب یار. [ اَ ] ( ص مرکب ) رایض.

فرهنگ فارسی

رایض

جمله سازی با اسب یار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گرم چو گوی نهد اسب یار برسر پای مرا از آن شه چابک سوار سیری نیست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران