لغت نامه دهخدا
اسب نمد. [ اَ ن َ م َ ] ( اِ مرکب ) پوشش اسب. برگستوان: رکابدار را فرموده آمده است پوشیده تا آنرا [ملطفه را] در اسب نمد یا میان آستر موزه چنانکه صواب بیند پنهان کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 405 و چ فیاض ص 389 ).
اسب نمد. [ اَ ن َ م َ ] ( اِ مرکب ) پوشش اسب. برگستوان: رکابدار را فرموده آمده است پوشیده تا آنرا [ملطفه را] در اسب نمد یا میان آستر موزه چنانکه صواب بیند پنهان کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 405 و چ فیاض ص 389 ).
( اسم ) نمد اسب پوشش اسب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهر در عهد غلامی است که در خدمت تو بستر از اسب نمد سازد و از زین بالین