ازلاف

لغت نامه دهخدا

ازلاف. [ اِ ] ( ع مص ) نزدیک گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). نزدیک کردن. ( غیاث ). نزدیک آوردن. ( زوزنی ). || جمع کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( غیاث ). فراهم آوردن. || واجب شدن.

جمله سازی با ازلاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خنده رسوا می نماید پسته بی مغز را چون نداری مایه، ازلاف سخن آزاده باش

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز