از بی

لغت نامه دهخدا

ازبی. [ اُ بی ی ] ( ع اِمص، اِ ) شتابزدگی. رفتار بشتاب. || چستی. || شادمانی. خرمی. || سبکی. || رفتار مختلف. || شر. بدی. || کاری بزرگ. ( منتهی الارب ). ج، اَزابی.

فرهنگ فارسی

شتابزدگی

جمله سازی با از بی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا سلیم از بی وفایی های او دم می زنم می‌کند آن تیغ خونریزم به یک دم شرمسار

💡 بی‌حسی اپیدورال یکی از محبوب‌ترین روش‌های کاهش درد در طول زایمان طبیعی بدون درد است. بیش از ۵۰ درصد خانم‌های باردار در بیمارستان‌ها از بی‌حسی اپیدورال استفاده می‌کنند.

💡 «سربازان لژیون سیزدهم[یادداشت ۳۴] یکصدا بانگ می‌زنند که می‌خواهند از بی‌حرمتی‌هایی که به فرمانده‌شان و تریبون پلبی‌ها روا شده انتقام بگیرند.»

💡 لیکن از بی‌خبری بی‌خبرانست که یافت سر و پای تو و اصل تن و جان تاج و سریر

💡 شخصیت «دختر همسایه» غالباً طبیعی و بی‌تکلف تلقی می‌شود. استعاره‌ای که تداعی‌گر یک نوستالژی است، بیشتر در شهرهای کوچک زندگی می‌کند و عموماً سبک زندگی محلی یا حتی روستایی دارد. دختر همسایه غالباً به شکل یک باکره معصوم که به‌دور از بی‌بندوباری یا پیچیدگی جنسی، مشابه آنچه در شهرهای بزرگ به چشم می‌خورد، به تصویر کشیده می‌شود.

💡 باغ از بی شبنمی در عهد ما گردید خشک گل سر خود را گرفت و لاله بر صحرا فتاد

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز