لغت نامه دهخدا
( از آنک ) از آنک. [ اَ ] ( حرف ربط مرکب ) مخفف از آنکه. زیرا که. بعلت آنکه:
بی زر و سیمی ای برادر از آنک
شوخ چشمیت نیست چون عبهر.سنائی.
( از آنک ) از آنک. [ اَ ] ( حرف ربط مرکب ) مخفف از آنکه. زیرا که. بعلت آنکه:
بی زر و سیمی ای برادر از آنک
شوخ چشمیت نیست چون عبهر.سنائی.
ازآنکه، ازآن جهت که، به علت آنکه، زیراکه.
( از آنک ) زیرا که
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من بچشم حقارت نظر بمردم از انک ز خوار کردن مردم شوند مردم خوار
💡 چشم و چراغ اهل حقایق تویی از انک انوار معرفت ز ضمیر تو شارقست
💡 و اندر پس هیچکس نگوید بد از انک دیوار سخن هم شنود هم گوید
💡 خون تو سزا به صِبْغَةُ الله از انک صبّاغی صِبْغَة الله از خون تو بود
💡 گرد رخسار تو بفزود آبروی تو از انک گوهر شمشیر بر شمشیر بفزاید بها
💡 خیر ملوک عصری و در خیر کوش، از انک پاداش خیر خیر دهد آفریدگار