اریف

لغت نامه دهخدا

اریف. [ اُ ] ( ص ) صورتی از اریب در تداول زنان. وُریب. مورب. کج. قناس: اریف بریده؛ یعنی یک سوی آن پهن تر و یک سوی باریکتر و تنگ تر است. ابن العوام در کتاب الفلاحة خود کلمه ( ( وُراب ) ) را آورده است و دزی در ذیل قوامیس عرب ( ( فی وراب ) ) بمعنی جهت مورب آورده است. ولی ظاهراً اصل این کلمه همان اریف و اریب پارسی است و مورَّب عربی نیز نعت منحوت است از این اصل.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) اریب.

جمله سازی با اریف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی با هنرمندان و خوانندگان فراوانی همکاری داشت و برایشان ترانه نوشت یا آهنگسازی نمود که از آن میان می‌توان به برت بکراک، جورج بنسون، دیوید بویی، آریتا فرانکلین، آرت گارفانکل، بیلی جول، کوئینسی جونز، کارول کینگ، میریام ماکبا، دیوید سنبورن، پل سایمون، جیمز تیلور، لوتر وندرس، ایمی واینهاوس، باب جیمز، اشفورد و سیمپسون، نانا موسکوری، جیمی بافت، گراور واشینگتن جونیور، اریف ماردین، مکس روچ و راد استیوارت اشاره کرد.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز