ارکب

لغت نامه دهخدا

ارکب. [ اَ ک َ ] ( ع ص ) مرد کلان زانو. آدمی بزرگ زانو. ستبرزانو. || بعیر ارکب؛ که یک زانو کلان تر دارد. شتر که یک زانوی وی بزرگتر از دیگری باشد. ( منتهی الأرب ). آنک یک زانوی وی بزرگتر باشد از دیگری. ( زوزنی ). آنک یک زانوی وی بزرگتر بود از دیگری. ( تاج المصادر بیهقی ).
ارکب. [ اَ ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ رَکب. شترسواران.اسب سواران. شترسواران ده عدد و افزون. اسم جمع است یا جمع و گاهی برای اسپ سواران هم باشد. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

اسب سواران

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
رکب (۱۵ بار)

جمله سازی با ارکب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا نبی ارکب معنی بود این کشتی نوح تا کنی بر قدم نوح ازین بحر گذر