ارهم

لغت نامه دهخدا

ارهم. [ اَ هََ ] ( ع ن تف ) فراختر. اخصب: کنا فی ارهم جانبی فلان؛ ای اخصبهما. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

فراختر

جمله سازی با ارهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با حریفانت قرار وصل و اهلی بیقرار شاید ارهم رحمتی بر بیقرار خود کنی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران