ارنده
لغت نامه دهخدا
( آرنده ) آرنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) مخفف آورنده:
فرستاده آرنده نامه بود
مرا پاسخ نامه این جامه بود.فردوسی.
ارنده. [ اَ رَدَ ] ( اِخ ) شهرکیست به اسپانیا. و آنرا اروپائیان ارندادُدوئرو نامند ( کاستیل قدیم ) از ایالت بورگس واقع در کنار دوئرو، دارای 5720 تن سکنه و جمعیت ناحیه مزبور 33900 تن است.
ارنده.[ اَ رَ دَ ] ( اِخ ) ( رود... ) شعبه ای است از اِبْر در ناحیه ارنده مذکور.
فرهنگ فارسی
( آرنده ) ( اسم ) آورنده.
مخفف آورنده
شهرکیست باسپانیا
جمله سازی با ارنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدین مسیحا به فرمان راست بد ارنده کو بر زبانم گواست