ارتضا
مترادفها
رضایت، پذیرش، موافقت
متضادها
نارضایتی، امتناع
فرهنگ عمید
خشنود و خرسند شدن، رضایت.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) پسندیدن خشنود کردن. ۲ - اختیار کردن گزیدن بر گزیدن.
جمله سازی با ارتضا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مصطفای دودمان ارتضا مرتضای خاندان اصطفا
💡 بر دار ملک جاودان بین کشتگان زنده جان مانند منصور جوان در ارتضا آویخته
💡 در قراردادهای رسمی، ذکر عبارت ارتضای کامل طرفین از تمامی بندهای توافق شده، برای جلوگیری از اختلافات حقوقی در آینده بسیار ضروری است.
💡 رسیدن به ارتضای کامل میان دو طرف برای امضای قرارداد همکاری، لازمهی ایجاد یک رابطه تجاری پایدار و سودآور در دنیای تجارت است.
💡 برای اجرای موفق این پروژه بزرگ، نیاز به ارتضای نهادهای نظارتی و سازمانهای محیط زیستی جهت رعایت دقیق استانداردهای زیستمحیطی وجود دارد.