اخیاش
لغت نامه دهخدا
اخیاش. [ اَخ ْ ] ( ع اِ ) ج ِ خَیش. جامه های رقیق باف سطبرتار از بدترین کتان. ( آنندراج ).
جمله سازی با اخیاش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به ایزد مرا روی پرخاش نیست به طینت دراز خوی اخیاش نیست