اختلالگر

مترادف‌ها

برهم‌زننده، آشوب‌گر

متضادها

نظم‌دهنده، سامان‌دهنده

فرهنگستان زبان و ادب

{jammer} [علوم نظامی] وسیله ای که برای ایجاد نشانک های غیرمطلوب در دستگاه گیرنده یا مختل کردن ارتباط به کار می رود

ویکی واژه

وسیله‏ای که برای ایجاد نشانک‌های غیرمطلوب در دستگاه گیرنده یا مختل کردن ارتباط به کار می‏رود.

جمله سازی با اختلالگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با استفاده از تصویر دو دوربین می‌توان عمق تصویر را به‌دست آورد و از این طریق تغییرات عمق را می‌توان به‌دست آورد که به معنی سرعت است. در نوعی از سرعت‌سنج‌های بزرگراهی از دید ماشین جهت تشخیص سرعت استفاده می‌شود. مزیت این سامانه‌ها بر نمونه‌های مشابهی که از رادار یا لیزر برای سرعت‌سنجی بهره می‌برند، انفعالی بودن آن‌ها است. انفعالی بودن به این معنی است که این تجهیزات امواجی از خود صادر نمی‌کنند و به همین علت استفاده از اختلالگر یا ردیاب به منظور جلوگیری از ثبت تخلف کارایی ندارد.

💡 در سیستم‌های پیچیده کامپیوتری، هرگونه عامل اختلالگر می‌تواند باعث توقف ناگهانی فرآیندها و ایجاد مشکلات جدی در عملکرد دستگاه‌ها شود.

💡 برخی افراد در محیط‌های اجتماعی به عنوان یک عامل اختلالگر شناخته می‌شوند که با رفتارهای خود نظم و آرامش گروه را برهم می‌زنند.

💡 شناسایی دقیق هرگونه عامل اختلالگر در فرآیند تولید، برای حفظ کیفیت محصولات و جلوگیری از ضررهای مالی بسیار ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران