عیب یاب

مترادف‌ها

عیب‌جو، ایرادگیر

متضادها

عیب پوش

فرهنگستان زبان و ادب

{troubleshooter} [علوم نظامی] دستگاه یا فردی که عیب یا اِشکال موجود در یک وسیله یا سامانه را جست وجو و شناسایی می کند

جمله سازی با عیب یاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سال ۱۳۹۱ تیم نو اندیشان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات اراک با ساخت هواپیمای بدون سرنشین موفق شد به مرحله نهایی اولین دوره مسابقات ملی طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین راه پیدا کند. از کاربردهای هواپیمای ساخته شده که مرصاد نام داشت می‌توان به استفاده در صنایع نظامی، عملیات‌های شناسایی مخفیانه بر ارتفاعات پست و بالای ۲۰۰۰ متر از سطح زمین، کنترل ترافیک کلان شهرها، کنترل و هدایت در موارد خاص برای استفاده در سیستم مدیریت بحران کلان شهرها، کنترل و نظارت هوایی برای عیب یابی ایستگاه‌های برق و خطوط توزیع فشارقوی و خطوط انتقال نفت به پالایشگاه‌ها و... اشاره کرد.

💡 تکنسین متخصص با استفاده از یک دستگاه عیب یاب پیشرفته، توانست محل دقیق خرابی در سیستم پیچیده الکترونیکی را در کمترین زمان ممکن پیدا کند.

💡 برای جلوگیری از توقف خط تولید، لازم است که تیم عیب یاب به صورت دوره‌ای تمامی ماشین‌آلات کارخانه را با دقت بسیار بالا بازرسی کنند.

💡 نرم‌افزارهای جدید عیب یاب، به مهندسان کمک می‌کنند تا خطاهای نرم‌افزاری را پیش از اینکه باعث بروز مشکل جدی در سیستم شوند، شناسایی و رفع کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران