لغت نامه دهخدا
اخترشمر. [ اَ ت َ ش ُ م َ ] ( نف مرکب ) ستاره شناس. ستاره شمار. منجم. احکامی:
خداوندا نداند کرد حکم طالع قدرت
اگر خورشیداسطرلاب چرخ اخترشمر گردد.مختاری.
اخترشمر. [ اَ ت َ ش ُ م َ ] ( نف مرکب ) ستاره شناس. ستاره شمار. منجم. احکامی:
خداوندا نداند کرد حکم طالع قدرت
اگر خورشیداسطرلاب چرخ اخترشمر گردد.مختاری.
= اخترشمار
( اسم صفت ) ستاره شمار ستاره شناس منجم احکامی.
💡 بدانست اختر شمر هرک دید که روز بزرگان نخواهد رسید
💡 ای غیرت ستاره ز هجر تو تا به کی شب تا به صبح چشمم اختر شمر بود