اخاء

مترادف‌ها

برادری

متضادها

دشمنی، خصومت، جدایی

لغت نامه دهخدا

( آخاء ) آخاء. ( ع اِ ) ج ِ اَخ. اخوان. اِخوه.
اخاء. [ اِ ] ( ع مص ) مؤاخاة. اخاوت. اخوّت. وِخاء. برادری. برادری کردن با کسی. با هم برادری گرفتن. || دوست گردیدن.
اخاء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اَخ. آخاء. برادران.

جمله سازی با اخاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یا صاحبی اصدقنی بحق اخاء اشممت عرف السحر من شجراء

💡 رو ز شاه دین شنو یا من اخاء کل شیئی نور وجهه بالملاء

💡 در دوران باستان، پیوندهای اخاء و برادری میان قبایل مختلف، نقش بسیار مهمی در حفظ امنیت و برقراری صلح در منطقه ایفا می‌کرد.

💡 او با تلاش فراوان برای تقویت روحیه اخاء و همکاری میان تمامی اعضای تیم، توانست پروژه‌ای بسیار بزرگ و دشوار را با موفقیت به پایان برساند.

💡 مفاهیم اخاء و همبستگی اجتماعی، از ارکان اصلی تشکیل جوامع انسانی هستند که باعث می‌شود افراد در برابر مشکلات بزرگ با هم متحد شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران