اجنبی پرست
مترادفها
بیگانهپرست، غربگرا
متضادها
وطنپرست، ملیگرا
لغت نامه دهخدا
اجنبی پرست. [ اَ ن َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) بیگانه پرست. خارجی پرست.
فرهنگ عمید
بیگانه پرست.
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) بیگانه پرست آنکه میهن و ملت خود را رها کند و بسود بیگانگان دست بکاری زند آنکه بزبان وطن خویش و بسود بیگانهای عمل کند.
جمله سازی با اجنبی پرست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حکومت ضد اسلام مصدق، فرزندان اسلام و ایران را به خاک و خون کشید. پس از یک ماه [دستگیری نواب صفوی]مجدداً این حکومت غاصب و اجنبی پرست چنگال خود را تا جگرگاه مردم فروبرده. پنجاه نفر زخمی و۱۸ نفر دستگیر و بازداشت شدند.