اتو کشیده

لغت نامه دهخدا

اتوکشیده. [ اُ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) جامه ای که اتو کرده باشند:
بغیر من که بتن نقش بوریا دارم
اتوکشیده که دارد قبای عریانی.اشرف.

فرهنگ فارسی

جامه که اتو کرده باشند

جمله سازی با اتو کشیده

💡 در بیشتر مواقع وقتی به روی صحنه می‌آید، خبری از کت و شلوار اتو کشیده نیست، بلکه بر عکس شلوار جین و تی‌شرتی به تن دارد که خالکوبی‌های روی بازویش را به خوبی در معرض دید قرار می‌دهند.