اتعاظ

لغت نامه دهخدا

اتعاظ. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) پند گرفتن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ). پند پذیرفتن. ( منتهی الارب ). پندپذیری: تقدیر باریتعالی چشم بصیرت ابوعلی بازبست و گوش هوش از استماع مواعظ و اتعاظ بدان نصایح کر ساخت تا مساعدت فایق فروگذاشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ عمید

پند گرفتن.

فرهنگ فارسی

پندگرفتن، پندپ یرفتن
پند گرفتن

جمله سازی با اتعاظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون نباشد ملامت و اتعاظ بس بود جامهٔ برهنه حفاظ

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز