ابگیری
مترادفها
آبکشی، استخراج آب
لغت نامه دهخدا
( آبگیری ) آبگیری. ( حامص مرکب ) شغل آبگیر حمام. || لحیم کردن ظرفهای فلزین با قلعی یا بستن منافذ آن با موم مذاب. || پرآب کردن حوض و آب انبار و ظروف و اوانی.
فرهنگ فارسی
( آبگیری ) ۱ - شغل و پیش. آبگیر حمام. ۲ - پر آب کردن حوض و آب انبار و ظرفها. ۳ - لحیم کردن ظرفهای فلزی یا قلعی با بستن سوراخهای آن با موم مذاب.
شغل آبگیر حمام
فرهنگستان زبان و ادب
آب گیری
{flooding} [حمل ونقل دریایی] پذیرش آب به داخل انبار یا یکی از اتاقک ها برای اطفای حریق یا پذیرش آب در انبارهای ترازه گیری برای بالا بردن پایداری شناور
دانشنامه آزاد فارسی
آبگیری. رجوع شود به:آبدارشدن
جمله سازی با ابگیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دریاچه شهداد و یا دریاچه جوان یک دریاچه در نزدیکی شهداد در استان کرمان است. از این دریاچه با عنوان معجزه کویر نیز یاد میشود. دریاچه شهداد دریاچهای طبیعی است که در اثر طغیان و سیلاب در فروردین ماه سال ۱۳۹۸ به وجود آمد و در آذرماه سال ۱۴۰۱ آخرین قطرات این دریاچه خشک شد. این دریاچه در منطقه شهداد استان کرمان واقع شدهاست. این پدیده در دل کویر که حیات در آن به ندرت دیده میشود پدیدهای نادر است. سرانجام دریاچه جوانشهداد در آذر ماه سال ۱۴۰۱ بهطور کامل خشک شد، اما این دریاچه فصلی میباشد و احتمال ابگیری دوباره آن وجود دارد.
💡 در آزمایشهای شیمیایی، میزان ابگیری از ماده میتواند تأثیر مستقیمی بر سرعت واکنشهای جانبی و دقت نتایج نهایی حاصل از آزمایش داشته باشد.
💡 استفاده از مواد جاذب با کیفیت بالا باعث میشود که فرآیند ابگیری از مایع با دقت بسیار بیشتری در محیط آزمایشگاه انجام شود.
💡 برای جلوگیری از فساد محصولات کشاورزی، فرآیند ابگیری مناسب و کنترلشده در انبارداری بسیار حیاتی و ضروری به نظر میرسد.