لغت نامه دهخدا
ابوبکر قهستانی. [ اَ بو ب َ رِ ق ُ هَِ ] ( اِخ ) از علمای قهستان بوده و گاهی نیز بشعر و شاعری رغبت مینموده است. قطعه ذیل او راست:
اگر بتگر چنان صورت نگارد
مریزاد آن خجسته دست بتگر
وگر آزر چنو دانست کردن
درود از جان من بر جان آزر.
ابوبکر قهستانی. [ اَ بو ب َ رِ ق ُ هَِ ] ( اِخ ) از علمای قهستان بوده و گاهی نیز بشعر و شاعری رغبت مینموده است. قطعه ذیل او راست:
اگر بتگر چنان صورت نگارد
مریزاد آن خجسته دست بتگر
وگر آزر چنو دانست کردن
درود از جان من بر جان آزر.
از علمای قهستان بوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جواب پیلان خداوند میدهد. شنودم که سلطان محمود را تغیر افتاد و تا دیری بههُش نیامد و بسیار بگریست و زاری کرد، چنانک دیانت آن پادشاه بود و عذرهای بسیار خواست از امیرالمؤمنین و آن سخن درازست؛ ابوبکر قهستانی را خلعتی گرانمایه فرمود و او را فرمود تا در میان ندیمان نشیند و قاعدهٔ درجهش بیفزود، بدین یک سخن دو درجهٔ بزرگ یافت.