میرک

لغت نامه دهخدا

میرک. [ رَ ] ( اِ مصغر ) میر کوچک. امیر کوچک. فرمانروایی که زیردست فرماندهی دیگر است. || نام و لقبی از نامها و القاب ایرانی. لقب گونه ای بوده است. ( یادداشت مؤلف ). و ظاهراً «ک » در آخر میر نشانه تحبیب و یا تفخیم است: امیر خراسان حاجبی را فرمان داد که رو میرکان سنجری را گوی [ یعنی طاهر حمدوی و محمد حمدون نبیره مرزبان را ] تا گوی زنند. ( تاریخ سیستان ).
میرک. [ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار، واقع در 28 هزارگزی خاور بیجار با 400 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
میرک. [ رَ ] ( اِخ ) از شاعران قرن نهم و دهم هجری ( در سال 928 هَ. ق. زنده بوده ). در ایام حکومت زینل خان وزیر یک قلمه خراسان بود. بیت زیر از اوست:
مهی کز نشأت خوبی نمی داند ز سر پا را
کجا داند غم عشق سراندازان شیدا را.( از مجالس النفائس ص 170 ).
میرک. [ رَ ] ( اِخ ) از شاعران پارسی گوی هند و از مردم تهتهه بود و بیت زیر از اوست:
با طالع ناساز چه سازیم که یک بار
دستی بفشاندیم و سبویی بشکستیم.( از قاموس الاعلام ترکی ).
میرک. [ رَ ] ( اِخ ) آقامیرک اصفهانی از نقاشان و هنرمندان دوره صفوی.وی شاگرد کمال الدین بهزاد بود و از سبک وی در نقاشی پیروی می کرد. آثار زیبائی از او به یادگار مانده است که پرده ( مجنون در میان وحوش ) از جمله آنهاست. صاحب قاموس الاعلام ترکی بیت زیر را از او آورده است:
دو هفته شد که ندیدم مه دو هفته خود را
کجاروم به که گویم غم نهفته خود را.
ورجوع به فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.
میرک. [ رَ ] ( اِخ ) شیرازی. مولانا میرک شیرازی از شعرای قرن نهم هجری از مردم شیراز است به قصد سیر و سیاحت به خراسان آمد و پس از چندی به زادگاه خویش برگشت. بیت زیر از اوست:
جانا مباش در پی آزار و کین همه
کاین عالم خراب نیرزد بدین همه.( از مجالس النفائس ص 121 ).
میرک.[ رَ ] ( اِخ ) محمد بدخشی. رجوع به محمد میرک شود.
میرک. [ رَ ] ( اِخ ) یا میرزا میرک. رجوع به احمد ( میرزا میرک... ) شود.
میرک. [ رَ ] ( اِخ ) یا میرزا میرک سبزواری از گویندگان قرن یازدهم هجری قمری بود و به سیر و سیاحت بسیار پرداخت و به هندوستان نیز سفر کرد. بیت زیر از اوست:

فرهنگ فارسی

بود و از سبک وی در نقاشی پیروی میکرد. آثار زیبایی از او به یادگار مانده است که پرده [ مجنون در میان وحوش ] از جمله آنهاست. ده دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج استان کردستان. در ۳۶ کیلومتری
هروی میرزا میرک هروی از گویندگان قرن نهم و دهم هجری و وزیر بدری میرزا بدیع الزمان و در انشا و خط نسخ بی مانند بود.

دانشنامه عمومی

میرک (جبراییل). میرک ( ترکی آذربایجانی: Mirək ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان هادروت واقع شده است.

جمله سازی با میرک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی از آثار معروف این دوره شاهنامه شاه طهماسب نام داشت که دارای دویست و پنجاه و هشت تصویر به شیوه مکتب تبریز از آثار سلطان محمد, میرک نقاش, میر سید علیو... است که در دوران ریاست بهزاد و پس از آن در تبریزاجرا شد.

💡 گر موجب حیات دل زیرک آمدی کی این جفا به افضل دین میرک آمدی

💡 بر اساس پژوهش‌های انجام شده این احتمال قوت می‌یابد که منطقه میرک سمنان بزرگ‌ترین و منحصر به فردترین منطقه میراثی ایران و حتی خاورمیانه در دوره پارینه‌سنگی میانی است.

💡 براساس یاداشت‌های علی‌اصغر امیرانی هدیه‌ای شامل یک قطعه فرش دو زرعی ماهی میرک از طرف مسئولین محلی برای استاد لرزاده فرستاده شد که استاد بعدها فرش را در کربلا به حرم امام حسین هدیه کرد.

💡 تپه قره میرک مربوط به دوره ساسانیان و دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بیجار، روستای قمیشلو واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ مهر ۱۳۵۶ با شمارهٔ ثبت ۱۴۷۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 از هنرمندان آن دوره می‌توان به امیر روح‌الله میرک شاه مظفر و کمال الدین بهزاد اشاره کرد.

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز