کبریت ساز
لغت نامه دهخدا
کبریت ساز.[ ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کبریت سازد. ( فرهنگ فارسی معین ). که کبریت درست کند. که بصنعت کبریت پیدا آرد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه کبریت سازد.
جمله سازی با کبریت ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تقی کبریت ساز توکلی برای خرید ماشین آلات به چند کشور از جمله آلمان سفر کرد و در نهایت ماشین آلات به روزی را از این کشور وارد و در سال ۱۳۲۵ کارخانه جدید کبریت سازی توکلی را راه اندازی کرد.
💡 در ادبیات کلاسیک، گاهی از واژه کبریت ساز برای توصیف فردی استفاده میشود که با حرفهای خود آتش اختلافات و درگیریهای میان گروههای مختلف را شعلهور میکند.
💡 او در میان دوستانش به عنوان یک کبریت ساز شناخته میشد، زیرا با نقل قولهای تحریکآمیز، همواره بحثهای تند و گاهی دعواهای لفظی را میان آنها ایجاد میکرد.
💡 آن سیاستمدار با سخنرانیهای پرهیجان خود، نقش یک کبریت ساز را در جامعه ایفا کرد و باعث شد که تنشهای اجتماعی به سرعت به آشوب تبدیل شود.