چکاری

مترادف‌ها

چه کار، چه شغلی

لغت نامه دهخدا

چکاری. [ چ ِ ]( ص نسبی ) نابکار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چکاره شود. || باطل. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چکاره شود. || بی قدر و حقیر. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با چکاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دوش آمد و گفت: بی قراری شب و روز بیکار نشسته در چکاری شب و روز

💡 وقتی دیدم او با آن چهره پریشان و دست‌های لرزان به سمت در می‌آید، از خودم پرسیدم که واقعاً چکاری کرده که این‌گونه مضطرب است.

💡 در آن موقعیت دشوار و بحرانی که هیچ راه فراری وجود نداشت، همه با خود فکر می‌کردند که دیگر چکاری می‌توانند برای نجات موقعیت انجام دهند.

💡 او با لحنی تند و عصبی پرسید که من در این میان چکاری می‌توانم بکنم که آیا واقعاً انتظار دارد من مسئولیت تمام این اشتباهات را بپذیرم؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران