چقماقی

لغت نامه دهخدا

چقماقی. [ چ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به چقماق. ( ناظم الاطباء ). آن کس که چقماق میزند یا چقماق دارد. و رجوع به چقماق شود. || ( اِ ) طعن و سرزنش. ( آنندراج ). دشنام و سرزنش. || نوعی از تفنگ که دارای سنگ و چقماق است. ( ناظم الاطباء ). تفنگ چقماقی. تفنگ چخماقی. و رجوع به چخماق شود.

جمله سازی با چقماقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خانه صالح چقماقی یزدی مربوط به دوره قاجار است و در یزد، خیابان امام، جنب مخابرات،کوچه شهید سهروردی،کوچه بو علی، بن بست اکبرزاده پلاک 28 واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۸۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.