لغت نامه دهخدا
فعل معلوم. [ ف ِل ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح دستور ) فعلی است که فاعل آن در جمله ذکر شود: علی آمد، حسن رفت. و فعل مجهول مقابل آن است. رجوع به فعل مجهول شود.
فعل معلوم. [ ف ِل ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح دستور ) فعلی است که فاعل آن در جمله ذکر شود: علی آمد، حسن رفت. و فعل مجهول مقابل آن است. رجوع به فعل مجهول شود.
فعلی است که فاعل آن در جمله ذکر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یعلی اسمی است منقول از فعل معلوم علا یعلوا علوا، مثل سما یسمو و گفته شدهاست علی یعلی مثل یرضی است؛ و علا به معنای برتری در شرف است.