فعل معلوم
متضادها
فعل مجهول
لغت نامه دهخدا
فعل معلوم. [ ف ِل ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح دستور ) فعلی است که فاعل آن در جمله ذکر شود: علی آمد، حسن رفت. و فعل مجهول مقابل آن است. رجوع به فعل مجهول شود.
فرهنگ فارسی
فعلی است که فاعل آن در جمله ذکر شود.
جمله سازی با فعل معلوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یعلی اسمی است منقول از فعل معلوم علا یعلوا علوا، مثل سما یسمو و گفته شدهاست علی یعلی مثل یرضی است؛ و علا به معنای برتری در شرف است.
💡 در دستور زبان فارسی، وقتی فاعل جمله به طور مستقیم عمل را انجام میدهد، آن جمله از نظر ساختار نحوی یک فعل معلوم محسوب میشود.
💡 نویسنده برای اینکه روایت داستان را پویاتر و پرانرژیتر جلو ببرد، در اکثر بخشهای کتاب به جای استفاده از مجهول، از ساختار فعل معلوم بهره برده است.
💡 برای یادگیری صحیح قواعد نگارش، دانشآموزان باید تفاوت میان فعل معلوم و مجهول را در جملات پیچیده و متون ادبی مختلف به دقت مطالعه کنند.