لغت نامه دهخدا
نارسس. [ س ِ] ( اِخ ) از سرداران ژوستینین امپراطور روم است. وی فرمانروای منطقه ای از ایتالیا بود و در شورش نیکا به سال 568 م. کشته شد.
نارسس. [ س ِ] ( اِخ ) از سرداران ژوستینین امپراطور روم است. وی فرمانروای منطقه ای از ایتالیا بود و در شورش نیکا به سال 568 م. کشته شد.
از سرداران ژوستینین امپراطور روم است وی فرمانروای منطقه ای از ایتالیا بود.
نارْسِس (ح ۴۷۸ـ۵۷۳م)(Narses)
سردار بیزانسی. از خواجگان دربار بود، اما بعدها یکی از مقامات خزانۀ امپراتوری شد. او و بلیزاریوس، سردار رومی، مشترکاً فرماندهی سپاه بیزانس در ایتالیا را برعهده داشتند (۵۳۸ـ۵۳۹م). در ۵۵۲م، سپاه اوستروگوت ها را در تاگینای (تاجینی) واقع در کوه های آپنن در هم کوبید.
💡 او نخست به توتیلا پادشاه استروگوت خدمت کرد. با کشته شدن توتیلا در ۵۵۲ میلادی در نبرد تاجینا وی به جانشینیاش برگزیدهشد. وی استروگوتهای منهزم را در راه عقبنشینی به جنوب ایتالیا گرد هم آورد و برای آخرین نبرد با نارسس سردار بیزانسی آمادهشد. سرانجام دو سپاه در جنوب ناپل کنونی در نبرد مونس لاکتاریوس با هم گلاویز شدند، نتیجهٔ نبرد شکست استروگوتها و کشتهشدن تیا بود.
💡 نارسس که در سال ۴۷۸م در ارمنستان به دنیا آمده بود میهن خود را که در آن زمان در تصرف ایرانیان بود ترک گفت و به خدمت بیزانس درآمد. در ارتش به سرعت ترقی کرد. نارسس سپاه گوتها را نخست در تاگینائه و سپس در کامپانیا درهم شکست. پس از آن ایتالیا را از چنگ قبایل فرانک بدرآورد.