لغت نامه دهخدا
فرهاد پنجم. [ ف َ دِ پ َ ج ُ ] ( اِخ ) رجوع به اشک پانزدهم شود.
فرهاد پنجم. [ ف َ دِ پ َ ج ُ ] ( اِخ ) رجوع به اشک پانزدهم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنا به روایت موسس خورناتسی شاه اشکانی فرهاد چهارم سه پسر داشت: اردشس، کارن، سورن و دختری به نام کشم یا کومش. پسر بزرگ فرهاد چهارم به نام فرهاد پنجم بر تخت نشست و دو پسر دیگر او سرسلسلهٔ دودمانهایی شدند که به همین نام معروفاست. دختر او به همسری ارشویر (سردار کل ایرانیان) درآمد و اعقاب این زن و شوهر اسپهپت پهلو نام گرفتند. اسپهپت همان اسپاذپتی قدیم است، که به زبان پهلوی سپاهبذ (تلفظ اسپاهبذ) میشود.
💡 در سال ۱ میلادی ملکه موزا به پسرش فرهاد گفت: اگر اشکانی دست از ارمنستان نکشد این جنگ ادامه خواهد یافت. در همین سالها پیماننامه فرهاد پنجم با امپراتوری روم منعقد گردید. به موجب این پیمان قوای اشکانی از ارمنستان دستکشیده و عقبنشینی کردند. در سال ۴ پس از میلاد، فرهادک و مادرش پس از برکناری توسط اشراف اشکانی به روم گریختند و ارد سوم را به عنوان پادشاه تاجگذاری کردند.