نکتی

لغت نامه دهخدا

نکتی. [ ن ُ ک َ ] ( اِخ ) روزبه بن عبداﷲ لاهوری، مکنی به ابوعبداﷲ. از شاعران قرن پنجم است. عوفی در لباب الالباب قصیدتی از او در مدح سلطان مسعودبن محمود غزنوی نقل کرده است، این ابیات از آن است:
روی آن ترک نه روی است و بر او نه بر است
که بر این نار به بار است و بر آن گل به بر است
به طرازی قد و خرخیزی زلفین دراز
رستخیز همه خوبان طراز و خزر است
گر به جای مه و خورشید بود یار مرا
اندر این معنی هم جای حدیث و نظر است
ماه کی سروقد و سیم تن و لاله رخ است
ماه کی نوش لب وناربر و جعدور است.
رجوع به لباب الالباب چ نفیسی ص 290 و678 و هفت اقلیم ذیل اقلیم سوم شود.

فرهنگ فارسی

روز به بن عبدالله لاهوری مکنی به ابو عبدالله از شاعران قرن پنجم است. عوفی که در لباب الالباب قصیدتی از او در مدح سلطان مسعود بن محمد غزنوی نقل کرده است.

جمله سازی با نکتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیر سخن خوب تو صد نکته نهانست زان هر نکتی راست دگرگونه بیانی

💡 در دهکده ای دورافتاده در وسط آناتولی (فلات مرتفع)، شوکت، بیوه، سه دخترش، ریحان، نورهان و هاوا را به عنوان خدمتکار به شهر می فرستد. و آنها را به او باز می گردانیم. ریحان خواهر بزرگتر که باردار بود اول به خانه آمد. او با اولین چوپان موجود، ویزل ازدواج کرد. هاوا، کوچکترین، پس از مرگ کودکی که مسئولش بود به خانه فرستاده می شود. نورهان، نفر دوم، که مسئولیت ریحان را به عنوان پرستار بچه دکتر نکتی بر عهده گرفت، به دلیل تکان دادن پسری که در رختخواب ادرار می کرد، اخراج شد.

برگه یعنی چه؟
برگه یعنی چه؟
تعبیر خواب یعنی چه؟
تعبیر خواب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز