لغت نامه دهخدا
نام گستر. [ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) که نام خود را مشهور و معروف سازد. که نام خویش در جهان بگسترد. نامجو. نام طلب:
مبارزی ملکی نام گستری که بدو
همی بنازد ایوان و مجلس و میدان.فرخی.|| معروف. ( آنندراج ). نامور. نام آور.
نام گستر. [ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) که نام خود را مشهور و معروف سازد. که نام خویش در جهان بگسترد. نامجو. نام طلب:
مبارزی ملکی نام گستری که بدو
همی بنازد ایوان و مجلس و میدان.فرخی.|| معروف. ( آنندراج ). نامور. نام آور.
( صفت ) ۱ - آنکه خویش رادراقطارجهان معروف سازد نامجو:[...درمردی بی نظیر ونام گستر...] ۲ - معروف نام آور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو رامین شیرمرد نام گستر به نام بد بیالودهست گوهر
💡 همان بانوی خلد مادر مرا حسن (ع) نام گستر برادر مرا
💡 که ای نام گستر سپهدار من کجایی که بینی دراین انجمن
💡 کهترانت را سزد گر مهتری دعوی کنند ای امیر نام گستر وی سوار نیزه زن
💡 ور همت مخودم گسترد نام شد همت تو نام گستر من
💡 بگفتند ایا نام گستر سوار حدیث یمن سخت زارست زار