لغت نامه دهخدا
معاملی. [ م ُ م ِ ] ( ص نسبی ) کسی که برای گذران اهل و عیال خود هر قسم کار و باری را مباشرت می کند. ( ناظم الاطباء ).
معاملی. [ م ُ م ِ ] ( ص نسبی ) کسی که برای گذران اهل و عیال خود هر قسم کار و باری را مباشرت می کند. ( ناظم الاطباء ).
ماخوذ از تازی کسی که برای گذران اهل و عیال خود هر قسم کار و باری را مباشرت می کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازو به نیابی معاملی که گویی چنین کس چنان شود
💡 تو فارغ از آنکه بی دلی هست و اندوه ترا معاملی هست
💡 در اصطلاح فقه اسلامی ربا دو قسم است: یکم: ربای معاملی که در معاملات معوض متصور هست. عوضین در این معاملات دو کالای مکیل یا موزون که هم جنس میباشند و یکی از عوضین بر دیگری زیادی یا نقصان دارد.
💡 اما ربای موضوع در بانکها، از نوع ربای معاملی است؛ زیرا بانکها طی جری عقد معوض مقارضه اقدام به اخذ ربا میکنند. به این شکل که سپردهگزار پول خود را به بانک میدهد و علاوه بر پولِ خود، سود هم دریافت میکند؛ یا شخص وامگیرنده، وام را قرض میگیرد و علاوه بر مبلغ وام، سودی نیز پرداخت میکند؛ و اگر ربای قرضی حرام و باطل باشد، این قراردادهای مشتمل بر ربا در بانک نیز حرام و باطل خواهد بود.
💡 به عبارتی ربای معاملی به معامله معوض که عوضین دو شیء همجنس مکیل و موزون به شرط ازدیاد یا نقصان احد از عوضین گفته میشود. بهطوریکه یکی از آن دو مقداری بیش از دیگری داشته باشد. مانند این که شخصی ۱۰۰ کیلو گندم را با ۱۲۰ کیلو گندم معاوضه کند.