مشتک
لغت نامه دهخدا
مشتک. [ م ُ ت َ ] ( اِ ) نوعی آلت موسیقی. ( از ریدک خوش آرزو، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به آهنگ شود. || در تداول مشتوک را نیز گویند. و رجوع به مشتوک شود.
مشتک. [ م ُ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نمداد است که در بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع است و 120 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان نمداد است که در بخش کهنوج شهرستان جیرفت
جمله سازی با مشتک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهمترین سوغاتیهای برازجان عبارتند از: خرما، رطب، خارک، تنباکو، حصیر و محصولات بافته شده با برگ نخل و سایر فرآوردههای نخیلات، ظروف سفالی، قالی، قالیچه، گبه، گلیم، نمد، گیوه، عبا، ملحفه، قبا، ارده (شیره کنجد)، قلیه ماهی و میگو، انواع حلوا، رنگینک، گرده، مشتک و انواع نانهای محلی، لورک، ماست و سایر لبنیات محلی، خاکشیر، زیره، بنگو، گلگاوزبان و شنبلیله میباشد.
💡 آن نازک و آن مشتک آن ما و من زشتک پوسیده و فرسوده رو کم ترکوا برخوان