جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بخارا بازار بُت فروشی وجود داشت، که سالی دو بار برای خرید و فروش تجمع میکردند روز تجمع مردم بُت میفروختند و میخریدند. این عمل بُت فروشی حتی پس از فتح اسلامی نیز ادامه یافت. گزارش شد که روزانه بیش از ۵۰۰۰۰ درهم برای خرید بُت ها معامله میشود. هنگامی که ابوبکر محمد نرشخی از آن مکان بازدید کرد، از مجاز بودن این کار تعجب کرد و از بزرگان مذهبی شهر در مورد این بُت ها سوال کرد
💡 در زمان خلافت منصور عباسی شخصی بهنامِ هاشم بن حکیم (المُقَنّع) در مرو ادعای نبوت کرد و به دستور خلیفه زندانی شد. در زمان خلافت مهدی، مقنع از زندان آزاد شد و دوباره ادعای نبوت کرد. او در فرارود پیروانی پیدا کرد. سرانجام خلیفه مهدی شخصاً برای فرونشاندن شورش وی به نیشابور آمد و پس از چند درگیری، با خودکشی مقنع این قیام فروکش کرد؛ ولی به نوشتهٔ نرشخی تا سالها پیروان مقنع، سپیدجامگان، در روستاهای بخارا به دین المقنع باقی ماندند.