لغت نامه دهخدا
فیثاغوری. ( ص نسبی ) منسوب به فیثاغورس. ( فرهنگ فارسی معین ). پیروان عقاید فیثاغورس را گویند. رجوع به فیثاغورس شود.
فیثاغوری. ( ص نسبی ) منسوب به فیثاغورس. ( فرهنگ فارسی معین ). پیروان عقاید فیثاغورس را گویند. رجوع به فیثاغورس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با وجود تمام این محدودیتها استثناهایی در پزشکی، فلسفه و ریاضیات (مکتب فیثاغورسی) وجود داشت. برای نمونه میتوان از تئانو فیلسوف و ریاضیدان یونانی پیرو مکتب فیثاغوری که در سدهٔ ششم پیش از میلاد زندگی میکرد، نام برد.
💡 در ابتدا، آنها با آیین اورفئوسی، سپس با مکتب فیثاغوری یا، متقاعدکنندهتر، با اسرار دیونیسوسی مرتبط بودند. اما یافتههای جدیدتر ماهیت مشکلساز تعریف محدودی از وابستگی مذهبی آنها را نشان دادهاست.
💡 اما در واقع این قصه از اختراع خالص افلاطون نیست بلکه بعضی قسمتهای آن را از اساطیر اورفه ای و فیثاغوری اقتباس کرده ولی طبق عادتش آزادانه به سلیقه خود توجیه میکند.
💡 پیروان مکتب فیثاغوری گیاهخوار بودند و زمانی کلمه «فیثاغورثی» به معنای گیاهخوار بود. با این حال فیثاغوریها خوردن حبوبات را هم غیرمجاز میدانستند. دلیل این امر نامعلوم است: شاید باد شکم علت آن باشد و شاید پیشگیری از فاویسم. اما محتملترین علت دلایل فراطبیعی (جادویی) بودهاست.
💡 او علاوه بر این که در ادبیات دستی داشت، یک فیلسوف فیثاغوری و احتمالاً یک پزشک نیز بود. وی در جزیره جزیره کس به دنیا آمد اما مدتی در مگارا و سیسیل زندگی کرد و از ۴۸۴ قبل از میلاد نیز در سیراکیوز اقامت داشت.