مالک بن نویره بن حمزه یَربوعی تَمیمی، از قبیلهی بنی تمیم، و برادر متمم بن نویره شاعر بود. این دو برادر بهاتفاق اسلام آوردند. در منابع تاریخی، کنیهی مالک را اباحنظله ذکر کردهاند.
مالک بن نویره حنفی یربوعی، از یاران نزدیک و از ارکان حکومت مختار ثقفی بود و در زمرهی شجاعان روزگار و سخنوران فصیح عرب به شمار میآمد. او از پیروان و محبان صدیق امام علی(ع) بود. قاضی نورالله شوشتری در کتاب «مجالس المؤمنین» بخشی از زندگی پر فراز و نشیب او را روایت کرده و شهادتش به دست خالد بن ولید را به سبب محبت و پیروی از اهلبیت(ع) دانسته است. همچنین از براء بن عازب نقل شده که روزی پیامبر اکرم(ص) در جمع اصحاب نشسته بودند که رؤسای بنی تمیم، از جمله مالک بن نویره، وارد شدند. مالک پس از ادای احترام، از پیامبر(ص) پرسید: «ای رسول خدا! ایمان را به من بیاموز». پیامبر(ص) در پاسخ فرمودند: «ایمان آن است که گواهی دهی هیچ معبودی جز الله نیست و من فرستادهی او هستم؛ نمازهای پنجگانه را برپا داری؛ روزهی ماه رمضان را نگهداری؛ زکات بپردازی؛ حج خانهی خدا را به جای آوری؛ و وصی من را دوست بداری» و در این هنگام به علی بن ابیطالب(ع) اشاره فرمودند. آنگاه رسول خدا(ص) سایر ارکان و احکام اسلام، از جمله پرهیز از خونریزی ناحق، دزدی، خیانت، تصرف در مال یتیم و شرب خمر، و همچنین ایمان به احکام شریعت و رعایت حقوق تمامی مردم را برای او برشمردند تا مالک کاملاً آموخت.
پس از شنیدن این تعالیم، مالک با شادمانی برخاست و میگفت: «به پروردگار کعبه سوگند که آموختم». هنگامی که از حضور پیامبر(ص) دور شد، آن حضرت خطاب به اصحاب فرمودند: «هرکس دوست دارد به مردی از اهل بهشت بنگرد، به این مرد بنگرد». دو تن از حاضران، با اجازه گرفتن از رسول خدا(ص)، به دنبال مالک رفتند و این مژده را به او رساندند و از او درخواست کردند که برای آنان طلب آمرزش کند. مالک پاسخ داد: «خدا شما را نیامرزد! شما صاحب شفاعت [پیامبر] را رها کردهاید و از من طلب آمرزش میکنید؟!» آن دو ناخشنود بازگشتند. وقتی پیامبر(ص) آنان را دید، فرمودند: «راستی [گاه] دشمندار است»؛ یعنی شنیدن سخن حق گاهی سبب رنجش و ناخرسندی میشود.