یرغ
مترادفها
گاوآهن
لغت نامه دهخدا
یرغ. [ ی َ رَ ] ( ترکی، اِ ) به معنی یراغ است که اسب سواری کرده شده و آزموده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یرق. یراغ. سوغانی.اسب آزموده ایلغاری. ( یادداشت مؤلف ):
شتابنده را اسب صحراخرام
یرغ داده به زانکه باشد جمام.نظامی.و رجوع به یراق شود. || اتفاق و اجتماع و مصلحت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
به معنی یراغ است که اسب سواری کرده شده و آزموده باشد یرق
جمله سازی با یرغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شتابنده را اسب صحرا خرام یرغ داده به زآن که باشد جمام