فو

لغت نامه دهخدا

فو. ( اِ ) در یونانی فو. گونه ای سنبل الطیب کبیر، و سنبل کوهی و سنبل جبلی نیز گویند. ( فرهنگ فارسی معین ). دارویی است به فارسی سنبله گویند. ( منتهی الارب ). و در وی عطری هست و قوت او به قوت سنبل مشابهت دارد. و بیرون نبات او سیاه باشد و میانه او سپید بود. ( ترجمه صیدنه ). نباتی است همچون کرفس بزرگ و بیخ آن فو است و آن را زوله گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و گل آن به نرگس میماند و ساق آن یک گز میشود و بول و حیض را براند. ( برهان ). سنبل الطیب. علف گربه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) گونه ای سنبل الطیب که از سنبل الطیب معمولی کمتر ارزش طبی دارد و بان سنبل الطیب کبیر و سنبل کوهی و سنبل جبلی نیز گویند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ف (۲۹۹۹ بار)و (۹۵۹۴ بار)

جمله سازی با فو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۲۲ تیم در تور دو فرانس ۲۰۱۱ شرکت کردند. همهٔ ۱۸ تیم جهانی بایستی در تور حضور می‌یافتند. در ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۱ سازمان ورزشی آموری که برگزار کنندهٔ تور بود، چهار تیم حرفه‌ای قاره‌ای که سهمیهٔ شرکت در تور را دریافت کرده بودند، معرفی کرد. این سهمیه‌ها به چهار تیم فرانسوی رسید. معارفهٔ تیم‌ها و رکابزنان در مقابل رسانه‌ها در ۳۰ ژوئن درون آمفی‌تئاتر رومی پارک موضوعی پوی دو فو در وانده انجام شد.

💡 فو به عنوان مربی و بازیگر در فیلم‌های خانه خشم، محافظ، بتمن، و زندگی به شهرت رسید. او بهترین کاراکتر نقش جین کازاما در فیلم تیکن ۲۰۱۰ را بازی کرده‌است. وی نقش ریو در فیلم کوتاه مبارز خیابانی: میراث بازی کرده‌است. فو در سریال ساعت شلوغ در نقش افسر فو به همراه دومینیک پورسل بازی کرده‌است.

💡 آن جوان بیدار گشت و آن حال دید، ذو النون گفت: انظر الی ما صرف اللَّه عنک بماذا صرف اللَّه عنک آن گه قصه با وی بگفت جوان چون آن سخن بشنید از درون دل وی دردی و اندوهی سر برزد و خوش بنالید روی سوی آسمان کرد و در اللَّه تعالی زارید گفت: یا سیّدی و مولایی هذا فعلک بمن عصاک البارحة فو عزّتک لا اعصیک حتی القاک، فخلع ثیاب بطالته و لبس ثیاب الخیر و الرشد.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز