قرصی

لغت نامه دهخدا

قرصی. [ ق ُ ] ( حامص ) محکمی. استواری.

فرهنگ فارسی

محکمی استواری

جمله سازی با قرصی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۸۳ درصد هیدروژن، ۱۵ درصد هلیم، ۲ درصد متان و مقدار کمی آمونیاک و آب، جوّ اورانوس را تشکیل می‌دهند. اورانوس از درون تلسکوپ مانند قرصی به رنگ سبز آبی روشن دیده می‌شود.

💡 در مصر باستان، تاج خورشیدی به صورت قرصی ساخته می‌شد که قاب‌بندی آن با شاخ قوچ یا گاو صورت می‌گرفت. در شمایل مصری این گونه تاج بر سر ایزدانی چون حوروس (به شکل خورشیدی یا سر شاهین)، و حاثور و ایزیس دیده می‌شود. گاه فرعون‌ها هم تاج خورشیدی بر سر می‌گذاشتند.

💡 هنرمندان بسیاری همچون وان دایک، آلبرشت دورر، ویلیام ترنر و دیگران از آبرنگ برای خلق آثار خود یا برای تهیه پیش طرح بهره برده‌اند. آبرنگ در انواع مختلف تیوپی و قرصی به بازار عرضه می‌شود.

💡 بوتورفانول به عنوان نمک تارتارات در فرمولاسیون های تزریقی، قرصی و اسپری داخل بینی موجود است. شکل قرص آن تنها در سگ‌ها، گربه‌ها و اسب‌ها به دلیل فراهمی زیستی کم در انسان استفاده می‌شود.

💡 ، از نظر ژیزمان بلوری - آگرگات رشته‌ای - شعاعی - قرصی کمیاب است و بیشتر در آلمان غربی، چک اسلواکی، ایتالیا، آمریکا، استرالیا یافت می‌شود.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز