مریسی

لغت نامه دهخدا

مریسی. [ م َ سی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به مریس از نوبه.
مریسی.[ م َ ] ( اِخ ) بشربن غیاث بن ابی کریمة مشهور به عبدالرحمان مریسی و مکنی به ابوعبدالرحمن. از فقهای معتزلی بود و اطلاعی در فلسفه نیز داشت. فرقه مریسیة که قائل به ارجاء هستند بدو منسوبند. جد او از موالی زیدبن خطاب بود، و برخی گویند که پدرش یهودی بود. نسبت مریسی به درب المریس در بغداد است، که وی ساکن آنجابود. در زمان هارون الرشید مورد آزار و اذیت قرار گرفت، و در حدود 70 سال عمر کرد و به سال 218 هَ. ق.درگذشت. ( از الاعلام زرکلی ج 2 ص 27 از وفیات الاعیان والنجوم و الزاهرة و تاریخ بغداد و لسان المیزان ).

فرهنگ فارسی

بشربن غیاث

جمله سازی با مریسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بُدور بنت عبدالله مریسی (؟ -۱۴۴۷م) بانوی محدث مصری در نیمهٔ اول سدهٔ نهم هجری بود. از شاگردان عایشه عبدالهادی بود و به شمس‌الدین سخاوی اجازهٔ نقل روایت داد. او در شوال ۸۵۰ق ناگهانی در مکه درگذشت.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز