بر جان نهادن
جان را فدا کردن، از جان گذشتن، با جان و دل پذیرفتن. این تعبیر در فارسی ادبی بسیار رایج است و گاهی به معنی «بر خود هموار کردن» هم میآید.
مترادفها
جان سپردن، مرگ
متضادها
زنده نگه داشتن
جان را فدا کردن، از جان گذشتن، با جان و دل پذیرفتن. این تعبیر در فارسی ادبی بسیار رایج است و گاهی به معنی «بر خود هموار کردن» هم میآید.
جان سپردن، مرگ
زنده نگه داشتن