گل زدن

لغت نامه دهخدا

گل زدن. [ گ ُ زَ دَ] ( مص مرکب ) کنایه از طلب کردن حریف را برای جنگ و این رسم کشتی گیران ولایت است. ( آنندراج ):
به خصم گل زدن از دست ما نمی آید
وگرنه آبله ام تشنه مغیلان است.صائب ( از آنندراج ).رجوع به گل کشتی و گل جنگ شود. || حباب گونه برآوردن. لک و خال ها به رنگی جز رنگ بدن پیدا کردن: تنش گل زده است. نانها گل زده است.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - ایجاد نقش گل بر روی پارچه کردن. ۲ - ( کشتی ) طلب کردن حریف را برای کشتی و مبارزه: بخصم گل زدن از دست ما نمی آید و گرنه آبله ام تشن. مغیلان است. ( صائب ) ۳ - لک و خال هایی برنگی جز رنگ اصلی بر آوردن: تنش گل زده است. نانها گل زده است.

جمله سازی با گل زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا چون صورت دیوار در بهشت افکند به گل زدن در گفت و شنود ازین مردم

💡 به خصم گل زدن از دست من نمی آید وگرنه بر سر خود تیشه می توانم زد

💡 مدافع بازیکنی است که در پشت هافبک‌ها قرار دارد و پیشترین و اولین هدفش پشتیبانی از دروازه‌بان است. وظیفهٔ اولیه او جلوگیری از حریف برای گل زدن است.

💡 وی سابقه گل زدن به تیم‌های استقلال، مس رفسنجان و تراکتور را در سابقه کارنامهٔ خود دارد.

💡 فورواردها یا مهاجمان بازیکنانی هستند که در نزدیک‌ترین ردیف به دروازهٔ حریف بازی می‌کنند که مسئولیت گل زدن را دارند.

💡 چه عجب صائب اگر داغ نسوزد بر سر گل زدن بر سر دستار ز بی پروایی است

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز