لغت نامه دهخدا
موسائی. ( ص نسبی ) موسایی. رجوع به موسایی شود. || منسوب است به موسی که نسبت اجدادی است. ( از الانساب سمعانی ). موسایی.
موسائی. ( ص نسبی ) موسایی. رجوع به موسایی شود. || منسوب است به موسی که نسبت اجدادی است. ( از الانساب سمعانی ). موسایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می سزد گر بنده ای از بندگان حضرتت بهر این فرعونیان اعجاز موسائی کند
💡 اژدهای سحرخوار ان طره جادو فریب دست موسائی نهان اندر خم گیسوی اوست
💡 ز آنکه آن خط مسلسل چو محقق گردد بیگمان نسخ کند آیت موسائی را
💡 دست بردی به رخ از شرم حریفان دانند که تو موسائی و عزم ید بیضاست ترا
💡 نه عیسائی ولی لطفت بود جانبخش درمانی نه موسائی ولی رایت بود تابنده بیضائی