لغت نامه دهخدا
مختر. [ م ُ خ َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) تباه کننده ذهن مثل شراب و مانند آن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شراب مست کننده و تباه کننده خرد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تختیر شود.
مختر. [ م ُ خ َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) تباه کننده ذهن مثل شراب و مانند آن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شراب مست کننده و تباه کننده خرد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تختیر شود.
تباه کننده ذهن مثل شراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رود معروف «نشتهرود» از کنار دیجوجین میگذرد. گلابی(به زبان محلی: آرمود) از جمله میوههای مشهور این روستا است و این منطقه را با ضربالمثل "باروقین بال آرمودی و دیژویژینین کال آرمودی" مشهور کرده است. درختان گردو نیز در این روستا زیاد وجود دارد. باغهای این روستا بیشتر در کنار نشترود قرار گرفته است. چشمه مختر بلاغی دارای آب بسیار گوارایی است و مردم روستا سالیان بسیاری، قبل از آبرسانی روستا از آب این چشمه استفاده میکردند.