مست کننده
مترادفها
نشئه آور، مخدّر
لغت نامه دهخدا
مست کننده. [ م َ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنچه سبب مستی شود. سکرآورنده. سَکَر. ( دهار ) ( منتهی الارب ): منفعت شراب مست کننده، طعام را هضم کند... ( نوروزنامه ص 102 ). مُخفِس؛ شراب زودمست کننده. ( منتهی الارب ). و رجوع به مست کردن شود.
فرهنگ فارسی
آنچه سبب مستی شود
جمله سازی با مست کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علما و فقها در مسئله دخانیات دیدگاههای گوناگونی دارند، برخی آن را حلال میدانند و برخی حرام، برخی در این مسئله اظهار نظر نکردهاند، برخی حکم آن را بر حسب اختلاف شرایط و اوضاع به احکام پنجگانه تکلیفیه تقسیم کردهاند، برخی از علما حرمت آن را مشروط به تحقق زیان دانستهاند و برخی از آنان دخانیات را از مواد مست کننده دانستهاند و به تحریم آن فتوا دادهاند.